السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
498
تفسير الميزان ( فارسي )
گفتارشان را باطل نموده است . پس پيغمبر خود را دستور مىدهد به اينكه با ايشان به نوعى كه در باب خود عجيب و بى سابقه است احتجاج نموده ، به ايشان تكليف كند اين شركاء را توصيف كنيد ، چون صفات است كه هر چيزى را متعين ، و شؤون و آثار آن را مشخص مىكند . و اگر اين بتها شركاى خدا و شفعاى درگاه او باشند بايد صفاتى داشته باشند كه با داشتن آن صفات به چنين شان و مقامى رسيده باشند ، همانطور كه خداى تعالى از اين نظر معبود است كه حى و عليم و قدير و خالق و مالك و مدبر است ، و به همين جهت رب هر چيزيست . و ليكن بتها وقتى اسمشان برده مىشود و معرفى مىشوند جز اسامى هبل و لات و عزى صفت و فضيلتى كه بخاطر آن شريك خدا شده باشند براى آنها شمرده نمىشود . سپس دستور مىدهد از ايشان بپرسد * ( « أَمْ تُنَبِّئُونَه بِما لا يَعْلَمُ فِي الأَرْضِ » ) * ، و كلمه « ام » در اينجا منقطعه ، و به معناى بل است . يعنى : بلكه معناى بتپرستى و شرك ورزى شما اين است كه خدا را خبر دهيد از چيزى كه خود او خبر ندارد ، چون اگر او در زمين شريكى مىداشت حتما خودش اطلاع مىداشت ، و شريك در تدبير خلق چيزى نيست كه شريك ديگر از او بىخبر بماند ، زيرا بالأخره از اينكه شخص ديگرى تدبير ديگرى در خلائق دارد مىفهمد كه حتما مدبرى غير خودش وجود دارد . و خداى سبحان خود به تنهايى مدبر تمامى امور است ، و او از غير خودش هيچ تدبير و اثرى در اين باب نديده ، چه اثر مخالف و چه موافق . دليل بر اينكه خدا شريكى براى خود سراغ ندارد ، اين است كه او قائم بر تمامى نفوس و واقف است به آنچه نفوس مىكنند . و به عبارت ديگر هم خلق از اوست ، و هم امر ، و او به شهادت برهانى كه جاى ترديد در آن نيست بر هر چيزى شهيد و ناظر است . و كوتاه ، سخن ، اين آيه نظير آيه ديگرى است كه مىفرمايد : « قُلْ أتُنَبِّئُونَ اللَّه بِما لا يَعْلَمُ فِي السَّماواتِ وَلا فِي الأَرْضِ » « 1 » . آن گاه اضافه مىكند كه * ( « أَمْ بِظاهِرٍ مِنَ الْقَوْلِ » ) * ، بلكه اين خبرى كه مىدهيد كه براى خدا شركائى هست صرف گفتار ، و خالى از حقيقت است . و اين جمله نظير آيه ايست كه مىفرمايد : « إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْماءٌ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَآباؤُكُمْ » « 2 » .
--> ( 1 ) آيا خداى را به چيزى خبر مىدهيد كه خودش در آسمانها و زمين از او اثرى نمىبيند . سوره يونس ، آيه 18 . ( 2 ) اينها نيستند جز صرف اسمايى كه شما و پدرانتان نام نهادهايد . سوره نجم ، آيه 23 .